سوادکوه،نگین سبزمازندران
 
 

شنیدن نام سفر همیشه حالمون رو خوب میکنه به خصوص که با نفس کشیدن در ارتفاعات زیبای مازندران باشه ، به قول منصور ضابطیان در کتاب مارکوپولو هرکسی را چیزی به جایی می رساند ، شاید وسوسه ، یک نگاه یا تصویری دل انگیز ، آن چه که ما را وسوسه کرد تا کوله پشتی را برداشته و بار سفر ببندیم ، زیبایی کوه های استوار سواد کوه و تصویر خیال انگیز جنگل های هیرکانی و پل زیبای ورسک بود.

 
 
 
 

شوق سفر خواب صبحگاهی را از چشمانم ربود ، هنوز هوا روشن نشده بود که به ایستگاه قطار رسیدم ، با دیدن گروه احساس خوبی به من دست داد ، از همه سن و سالی بودن ، بچه ها هنوز بیدار نشده بودن و جوونترها همه با کوله پشتی و دوربین آماده برای ثبت لحظه ها ، کمی مسن ترها هم خودشون رو برای ذخیره اکسیژن و فرار از شلوغی تهران آماده کرده بودن.

 
 
 
 

با سوت قطار خواب از سر همه پرید ، به طرف صندلی ها رفتیم و هر کسی جای خودش نشست ، راهنمای قطار شروع کرد به خوشامدگویی و صحبت درباره ی تاریخچه ی ریل و قطار در ایران از جلگه حاصلخیز ورامین در جنوب استان تهران گذشتیم ، دیدن مزرعه های سبزیجاتی همچون بادمجان و گوجه فرنگی زیبایی صبح را چند برابر کرد ، کم کم سبزی جلگه ها جای خود را به رنگ کویر داده و حاشیه کویری گرمسار در طلوع خورشید رنگی نارنجی به خودش گرفت تصاویر بی نظیری از کوه های نمکی زیر درخشش آفتاب صبحگاهی مثل دانه های برلیان می درخشیدند. دیدن این تصاویر اشتهایمان را دو برابر کرد ؛ صبحانه ای که گروه آماده کرده بود در بسته هایی که یادآوری می کرد که ما فقط یک زمین داریم پس نه به پلاستیک .

 
 
 
 

جاتون خالی صبحانه ی کاملی از کره ، پنیر ، عسل ، شیرکاکائو با نان ، بعد از صبحانه حسابی سرحال اومدیم و در ایستگاه بن کوه پیاده شدیم ریه ها رو پر از اکسیژن کردیم و به قطار برگشتیم از پنجره قطار مناظر زیبای کبوتر دره و سیمین دشت و زرین دشت را دیدیم ترکیب فوق العاده طبیعت و صنعت ، جاده ها و ریل هایی که طبیعت را به شکل زیبایی خط کشی کرده بود بسیار باشکوه به نظر می رسید

 
 
 
 

ایستگاه بعدی پل ورسک و ایستگاه دوآب (سوادکوه ) و روستای زیبای شورآب با مردمی به شفافیت رودهایش در کنار روستاییان مهربان آش داغ و میوه های ارگانیک و سبزی های معطر کوهی کوله بارمان را پر کردیم ، تجربه برف بازی در حاشیه کوه های شوراب تجربه زمستان در پاییز بود. برای ما شهرنشین ها جذابیت فوق العاده ای داشت . بچه ها و بزرگ ها با شال و کلاه رنگی گلوله های برفی درست کرده و به سر و صورت هم می زدند و دخترها و پسرها هم عکس های سلفی برای صفحه های اینستاگرام و فیس بوک میگرفتن واقعا فضای بی نظیری برای ثبت خاطره ها بود

 
 
 
 

بعد از این همه فعالیت وقت ناهار بود و کمی استراحت که همراه موسیقی ملایمی در فضایی دوستانه برگزار شد ، بعد از ناهار وقت بازی و سرگرمی بود ، چنان در بازی گروهی غرق شدیم که متوجه گذشت زمان نبودیم و تقریبا ساعت 9 به تهران رسیدیم. با همراه باشید در تجربه های بعدی

 
 

روی ستاره کلیک کنید تا امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد رای: 2

 
 
 

دیدگاه ها بسته شده است

همسفر گرامي
با توجه به شيوع ويروس كرونا
لطفا جهت اطلاع از نرخ پكيج ها تا اطلاع ثانوي با شركت تماس حاصل فرماييد