نگاهی کوتاه به تاریخ هنر نمایش در ایران
 
 
ایران سرزمینی است که رشته‎های داستان آن به اسطوره‎ها و آیین‎ها تابیده شده است. داستان‎هایی که یا سینه به سینه نقل می‎شدند، یا بر روی کتیبه‎ها و سنگ‎نوشته‎ها ثبت می‎شدند و درنهایت این‎که به وسیله هنر نمایش، برای مردم بازگومی‎شدند.بنابراین نمایش در ایران سابقه‎ای دور و دراز دارد. آنقدر طولانی که تصاویر نمایش‎دهندگان و رقصندگان بر روی سفال‎های دوره پیش از تاریخ، در حفاری‎های باستانشناسی از دل خاک بیرون می‎آید. هزاره‎ها می‎گذرد و همچنان پیوند ناگسستنی مردم ایران با هنر نمایش، نه تنها در مراسم و آیین‎های مردمی در کوچه و بازار، بلکه در سالن‎های تاتر و سینما نیز به خوبی نمایان است.
 
 
 
 

نقالی

یکی از گونه‎های نمایش که چه پیش و چه پس از ورود اسلام به ایران، همواره به شکل‎های گوناگون رواج داشت، روایت‎گری یا «نقالی» است. روایت داستانی که بر احساس مخاطب خود تاثیر گذارد، از شاخصه‎های نقالی بود. این شیوه از نمایش در دوره ساسانی، در قالب داستان‎سرایی با همراهی یک نوازنده که غالباً چنگ می‎نواخت، انجام می‎شد. اما با ورود اسلام، ساز و آواز جایگاه خود را از دست داد. به همین سبب نقالان به ناچار برای ایجاد جذابیت بیشتر بر حرکات بدن و همچنین تنوع آواهای خود تکیه کردند. مضمون نمایش‎ نقالان اغلب برگرفته از ادبیات حماسی ایران بود. در کنار اشعار شاهنامه، داستان رشادت‎های پیشوایان مذهب شیعه نیز روایت می‎شد. حماسه از آن جهت باب میل نقالان و مخاطبان آن‎ها بود که حرکاتی مانند شمشیر زدن، رجزخوانی و اسب‎سواری که توسط حرکات بدن نقال بازنمایی می‎شد، بر جذابیت داستان می‎افزود و بیننده را با خود همراه می‎کرد.
 
 
 
 

پرده‎خوانی

با روی کار آمدن دولت صفوی، رفت و آمد اروپاییان به پایتخت آن زمان، یعنی اصفهان شدت گرفت. از همین رو شرح حال نقالی نیز توسط این گردشگران در سفرنامه‎ها انعکاس یافت. از این دوره بود که نقال‎ها پاتوق خود را یافتند؛ «قهوه‎خانه»! فضاهایی که مردان ساعت‎ها دور هم جمع می‎شدند و وقت می‎گذراندند و چای می‎نوشیدند. نقال‎ها در این اجتماع حضور می‎یافتند و در دورانی که هنوز رادیو، سینما و تلویزیون وجود نداشت، مردم را سرگرم می‎کردند. البته ناگفته نماند که در این زمان نقال‎ها برای اینکه جلوه بصری بیشتری به کار خود بدهند، بر روی پرده‎ای بزرگ، تصاویری از داستان را نقاشی می‎کردند . آن را به دیوار قهوه‎خانه می‎آویختند و مانند معلمی که از روی تخته سیاه به شاگردانش درس می‎دهد، داستان را از روی پرده روایت می‎کردند.
 
 
 
 

مراسم آیینی و مذهبی، سنتی تعزیه خوانی

تعزیه نوعی «تاتر روایت‎گر» است. نمادپردازی به قدری در نمایش تعزیه قوی است که تمام جزئیات صحنه نمایش مانند رودخانه، ادوات جنگی و سپاهیان هریک با نمادی، بازنمایی می‎شوند. برای مثال یک ظرف آب نماد رودخانه «فرات» است و یک نهال یا گلدانی از گیاه، نماد نخلستان! «عَلم» نماد درفش سپاه جنگی است و راه رفتن یا دویدن بازیگران گرداگرد صحنه نمایش، یعنی گذر زمان و همچنین سفر سپاهیان. این شیوه از نمایش در ذهن تماشاگران، تصویر واقعی صحنه نبرد را روایت می‎کند و به عزاداری و سوگواری منجر می‎شود. امروزه هنوز در برخی شهرهای ایران مثل اصفهان، یزد و کاشان، همچنان در حسینیه‎ها و تکیه‎ها تعزیه‎خوانی انجام می‎شود.
 
 
 
 

نمایش‎های مردمی

جدای از این‎ها، در بین مردم کوچه و بازار گونه‎های مختلف نمایشی رایج است. یکی از این اشکال نمایش که پیش از جشن نوروز در کوچه‎ها و خیابان‎ها دیده می‎شود، نمایش حاجی فیروز است. حاجی فیروز شخصی لاغر اندام است که لباس سرخ به تن دارد و چهره‎اش را سیاه می‎کند. حاجی فیروز در واقع یک افسانه‌ای است که در کنار عمو نوروز، به شهرها می‌آید تا از آمدنِ نوروز به مردم خبر دهد. همچنین از دیگر اشکال نمایش‎های مردمی، می‎توان به رقص‎ها و نمایش‎های آیینی هنگام برداشت محصول اشاره کرد. این نمایش‎ها که هنگام برداشت محصولات کشاورزی از جمله برنج و انگور انجام می‎شده است، ریشه در آیین‎های باستانی ایرانی دارد. سینما و نمایش عروسکی در ایران گویی نگریستن به پرده نقالی و همچنین تعزیه، ایرانیان را آماده تماشای فیلم بر روی پرده سینما کرد. سال 1279 خورشیدی بود که ورود دستگاه «سینماتوگراف» به ایران در دوره قاجار، انقلابی در هنر نمایش پدید آورد. این دستگاه نخست به دست مظفرالدین شاه قاجار افتاد. حال دیگر فیلمبرداری از مناظر اطراف به خصوص در سفرها، به یکی از تفریحات این شاه قاجاری بدل شده بود. پنج سال پس از آن‎که «برادران لومیر» سینما را به جهانیان معرفی کردند، سینمایی با نام «سولی» برای نخستین بار در شهر تبریز گشایش یافت. در میان هنر نمایش و سینما در ایران، نقش و جایگاه نمایش عروسکی را نمی‎توان نادیده گرفت. در سده‎های ششم و هفتم هجری قمری بود که «خیمه شب‎بازی» در کوچه و بازار رواج یافت. این همان نمایشی است که در ترکیه عثمانی با نام «قره‌گوز Karagöz» شناخته می‎شود. معمولاً شب هنگام، خیمه‎ای می‎افراشتند و دو طرفش را روشن می‎کردند. درون خیمه، صندوقی قرار داشت که صحنه نمایش را تشکیل می‎داد. عروسک گردان‎ها پشت صندوق مخفی می‎شدند و به وسیله ریسمان‎هایی، عروسک‎ها را به حرکت درمی‎آوردند. با این پیشینه، باید توقع غنای هنر نمایش عروسکی داشت. همین‎گونه هم بود. مصداق آن را می‎توان در سینمای کودک و نوجوان به خصوص در دهه‎های اخیر دید. سازمانی قدرتمند به نام «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» در اجرای نمایش‎های مخصوص کودکان و همچنین ساخت فیلم‎ها و انیمیشن‎های کودکانه پیشگام بود. امروزه نمایش در ایران چه در زمینه تأتر و چه سینما، در شاخه‎های گوناگون و متناسب با اقشار گوناگون جامعه ایرانی نمود یافته است. سالن‎های سینما در شهرهای گوناگون تا پاسی از شب به پخش فیلم‎های سینمایی می‎پردازند و صف تماشاگران همواره در مقابل تماشاخانه‎ها و سالن‎های تأتر به راه است. اگر در بهمن ماه به ایران سفر کنید، می‎توانید در جشنواره بزرگ فیلم فجر شرکت کنید که همه ساله، برترین فیلم‎های کارگردانان ایرانی را به نمایش می‎گذارد. همچنین اگر به تاریخ سینمای ایران علاقه‎مند شدید، بهتر است سری به «موزه سینما» بزنید تا با فیلم‎ها، تاریخ و ابزار فیلم‎سازی، پوستر فیلم‎ها و همچنین عروسک‎ها و بازیگران سینمای ایران بیشتر آشنا شوید. داستان سرایی و قصه گویی از دیرباز نقشی پررنگ در پاسداری از فرهنگ ایرانی داشته و اهمیت این قصه ها آنجا بیشتر میشود که با اسطوره ها وآیین های کهن ایرانی درهم تنیده شده که بر روی کتیبه‎ها و سنگ‎نوشته‎ها ثبت ‎ و یا سینه به سینه نقل می‎شدند، و درنهایت به وسیله هنر نمایش، برای مردم بازگو می‎شدند.
 
 
 
 
 

دیدگاه ها بسته شده است

همسفر گرامي
با توجه به شيوع ويروس كرونا
لطفا جهت اطلاع از نرخ پكيج ها تا اطلاع ثانوي با شركت تماس حاصل فرماييد